خرید بک لینک
خانه های برفی خاطرات من کجا رفتید ؟ نکند در ، هیاهوی عطش های سیری ناپذیر آب شده اید . شما را ، پیدا نمی کنم. شاید زمین بر کاتش را از ما گرفته. اما زمین مهر بانتر از بی رحمی ماست. شاید ،چشمهای آ

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

اونوقت ها این جا یک باغ بود آره همین جا که شما وایسادید هم این جا و هم جاهای دیگر ، حتی شهر های دیگر هر جایی که یک خونه باغ بود به نام کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان پر بود از بوی بهار،

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

به خواب که می رود چشمهای امیدوارم به امید تولد تو در زمان من باز می شود نگاهم ای آسمانی ای پرهای پریان ، زیر گامهای سبزت ،لغزان و ،ستاره های گنبد نیلوفر. گلدسته ، مناره های مسجد نامرعی تو تو ،هم

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

روزهای طولانی

افتابی قشنگ و نورانی ، مهربان

مثل گندم های گیسو پریشان که با باد بهاری می رقصند ، شاد و بی ادعا

شاد و بی خیال فردا ها.

ترانه دشت شا د.

رمه ها در دشت پهناور

گرگ با میش و صید با صیاد

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

سالی یکبار فقط سالی یکبار ، کافیست تا هوا های نفسمان را که، کم هم نیستند به قربانگاه ببریم. شاید هر کدام از ما یکبار هم که شده ،ازحضرت ابراهیم به خاطر تصمیم به ذبح اسماعیل رنجیده خاطر شده ایم. چ

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

غفلت کردن غافل بودن و متضرر شدن. آیا نتیجه مثبتی هم برای غفلت قابل تصور هست؟ من که فکر نمیکنم . گاهی آدم کمی غافل میشه و کمی هم ضرر می کنه ولی یه وقنهایی، آدم خیلی ضرر میکنه. ولی متاسفانه ان

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

روزی و روزگاری و روزگارهایی طولانی نگاه آدمها فقط به اطرافشان بود فقط دور و برشون دنیای اونها امروزشون بود و اگر فردایی بود و نمی دونستند که چقدر دنیاشون کوچیکه کوچیکه کوچیکه. شما چی ؟

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

زنده باشی قربونت برم دردت به جونم این هاجمله هاییه که تو همیشه از من می شنوی. و منم از گفتنش ، خیلی لذت می برم. الهی که زنده باشی و زندگانی به کامت شیرین باشه مثل عسل انشالله بهترینها مال تو

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

خدایا راست باشد خواب دیشبم خیلی قشنگ بود اصلا مثل هیچ جا نبود من به استقبال خورشید می رفتم روبه رویم کوهی از گلهایی بود که تا به حال ندیدم اطرفش هم پر از گلها . بوته هایی بود که تا به حال ندیدم به

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

خواب شیرین من

می بری مرا

به چه جاهای قشنگی

ای همنشین و ای دوست خوب من

تو میدانی که گاهی دنیاچقدر، بی رحم میشود و غیر قابل تحمل

مرا می بری تا نفسی بکشم در هوایی از جنس دیگری

جاهای عجیب و دیدنی

به خیالهای قشنگ و خواستنی

به حاهایی دور از ترس ، غم و اندوه زمینی

ای عطیه الهی تو

محبوب ترینی

مرا ببر به آسمان بی نیازی

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 7:03

صفحه بندی